ابراهيم عاملي ( موثق )

23

تفسير عاملي ( فارسي )

* ( اسْتَوْقَدَ ناراً ) * 17 - مجمع : سعيد بن جبير گفته است : اين جمله براى يهود نازل شد كه انتظار داشتند پيغمبر بجنك برود و كشته شود چون آن حضرت روانه شد نهان خود را آشكار كردند و چون بيرون شدن پيغمبر از مدينه روزنه‌ى اميد و موجب روشنى در كار آنها بود با پايان جنك و شكست دشمن مسلمين اين روزنه بسته شد و براى آنها ظلمات و تيرگى و آوازه‌ى شكست دشمن و چيرگى مسلمانان تندرو صاعقه‌اى بود آسمانى كه خوف مرگ براى آنها بود . * ( لا يُبْصِرُونَ ) * 17 - چون حيوانات در تاريكى شب مىتوانند به بينند اين جمله اشاره است كه منافقين از اين حيوانات بدتر هستند كه چون در تاريكى نفاق گرفتار شدند نابينا هستند . * ( أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فِيه ظُلُماتٌ ) * 19 - مجمع : لام ( ظلمات ) با فتح و كسر نيز قرائت شده است و چنين تأويل شده . هدايت و احكام پيغمبر باران رحمت بود . و براى آنها كه تسليم نبودند موجب آزار و ناراحتى بود . احكام پيغمبر برق و موجب روشنى بود امّا براى مردم نالايق شنيدن كلمات بجاى صداى تندرو ديدن مسلمانان صاعقه‌ى خيره كننده و برق سوزان بود . خودنمائى باسلام و آميزش با مسلمانان آسايش چند روزه‌اى بود كه براى آنها برق و روشنى بود و دوامى نداشت و باز در تاريكى و ترس و بيگانگى و كناره‌گيرى از مردم سرگردان شدند . عبد اللَّه مسعود گفت : دو نفر منافق از مدينه فرار كردند و شب در بيابان گرفتار رعد و برق و باران شدند و آواز تندر آنها را آزار ميكرد كه گوش خود را از ترس با انگشت مىگرفتند . و چون برق روشن مىشد دو قدم ميرفتند باز تاريكى آنها را بيچاره مىكرد در آن حال سختى با يكديگر گفتند ايكاش شب زود بسر - آيد و ما برويم و دست در دست پيغمبر نهيم و از اين گرفتارى آسوده شويم . آنها برگشتند و مسلمان با ايمان شدند و در اين آيه منافقين تشبيه شده‌اند به حال موقت آن دو نفر در بيابان .